عـــــشـــــــــــــقهای ســــــــــــــــــوخــــتــــــــــه

همیشه حــــــرارت لازم نیست، گـــــاه از ســـــردی یک نگاه میتوان آتـــش گرفــــــت

عـــــشـــــــــــــقهای ســــــــــــــــــوخــــتــــــــــه

همیشه حــــــرارت لازم نیست، گـــــاه از ســـــردی یک نگاه میتوان آتـــش گرفــــــت

کاش

کاش . . .

کاش در روی زمین ظلم از آغاز نبود

زندگی ، اینهمه پیچیده و پر راز نبود

صحبت از بستن و زنجیر نمی کرد کسی

کاش در حد قفس ، وسعت پرواز نبود

جوجه ها کاش ، ز پرواز نمی ترسیدند

آسمان ، در قرق قرقی و شهباز نبود

محتسب ، کار به مستان گذرگاه نداشت

کاش ، جز میکده ها جای دگر باز نبود

کاش دستی که سبوهای خرابات شکست

غـافـل از آه جـگر سـوز سبو سـاز نبـود

صحبت از خوب و بد زاغ و زغن نیست ولی

بلبلی ، با زغنی کاش ، همـاواز نبود

شعله ای کاش نمی سوخت پری را هرگز

از ازل شمـع چنـین دلبر و طـناز نبـود

باغ ، در چنـبره ی خار گـرفـتار نبـود

کاش در مسلک نیکان ، سخن از ناز نبود

کاش « کیوان » به مدار دگری می چرخید

کاش در چرخه ی ما ، غمزه و غماز نبود

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد