آن روز که تو را دیدم وبه آن نگاه پرخروشت دل باختم
غربت چشمانت را چه آشنا یافتم
آن نگاه با من غریبه نبود
نگاه تو را در امتداد رویاهایم دیده بودم
آن روز که نگاهم به نگاهت پیوند یافت قلب بیمار اما عاشقم به
تپش افتاد
ومن
ومن زندگی دوباره را با عشق تو یافتم
ای زندگانی من
ای همه وجود من
ای آغاز وپایان من
با تمام وجود ترانه دوست داشتن تو را فریاد می زنم
دلم برای چشمهای دریایی تو تنگ شده
دلم هوایت را کرده است
میبینی!
دوباره بیقرار شده ام
گیج شده ام
تو این حرفهای آشفته را به دل دیوانه ام ببخش
دوستت دارم نازنینم