سلامی، از دلی تنها، دلی آکنده از غمها، گهی بی بار، گهی بی یار، گهی از زندگی بیزار، گهی خندان، گهی گریان، گهی رنجیده از یاران،سلام ای بهتر از بارانهیچ چیز جر مهربانی واژه هایت میان لهجه ی مبهم صدایت نیازهای زنانه ام را قلقلک نخواهد داد. فریاد بزن مردِ من، این بار تو سر بده آواز دوستت دارم را از لابلای غرور لبهایت ...یک روح پراز بهانه دارم ... برگرد! یک عالمه عاشقــانه دارم ... برگرد! با اینکه دلیل رفتنت " مــــــن " بودم یک خواهــش کودکــانه دارم برگرد!!!دیروز و فردا هر دو نامردند ...! دیروز با خاطراتش و فردا با وعده هایش ... مرا فریب دادند تا نفهمم امروزم چگونه گذشت...
یــــاد بِگیــر! اگـــه کســـی بِهـــت گفـــت دوسِـتـــــــ دارَم لـُــزومـــا بـه ایــن مَعنــی نیستـــ کــه کَــس دیگـــه ای را دوسـتـــ نـَــدارد ...بوسه را باید تکرار کرد ، بوسه پلی است برای ابراز احساسات پاک ... بوسه مرد و زن نمیشناسد، پل ها را خراب نکنید ...از تنها بودنم راضی نیستم. اما... خوشحالم که با خیلی ها نیستم!!!مــن، از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم ... و از تمــــام زمیــــن، یک خیابان را ... و از تمــــام تـــــو، یک دست که قفــــل شده در دست مـــــن ...دارم فکر می کنمــــــــ ــــــ چقدر خوب می شـــــــــــــــــ ــــ ــــ ــــــد نزدیک صورتم نفس می کشــــــــــــــــ ــــــــ ــــــ ــــــــیدی می دانـــــــ ــــــ ـــــــــی؟ من رک تر از آنمــ ــــــ ــــ ــــ که نبوسمتــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــیک غریبه می خواهم بیاید بنشیند فقط سکوت کند و من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم... تا کمی کم شود این همه بار ... بعد بلند شود و برود انگار نه انگار...قله ای که یک بار فتح شود، تفریحگاه عمومی خواهد شد! مواظب قله ات باش ...!اگر؛ کسی دوان دوان به سوی تو اومد احتمال بده شاید در حالِ فرار از دیگری باشد !امــشب بــه میــهمانی تــو می آیــم نــه چشــمان فریــبنده ات و نــه لبــان تبــدارت را میــخــواهــم مــرا آغــوشــی بــه وســعت دســتانت کافــی ســت ... دلــم گــرفــته ... غــم هــایم را بــغل کــن.آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است حالا اما...جا مانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد .... - زنده یاد حسین پناهی
آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن.
وقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتی هم که پیر میشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
به سلامتی همه مادرای دنیا...پدرم ، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند !شرمنده می کند فرزند را ، دعای خیر مادر ، در کنج خانه ی سالمندان ...
خورشید
هر روز
دیرتر از پدرم بیدار می شود
اما
زودتر از او به خانه بر می گردد !
به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن
ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن !!!سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم ؛سلامتیه اون پسری که...
..
10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...
..
20سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت....
... ... ... ... ..
30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...!!!
..
باباش گفت چرا گریه میکنی..؟
..
گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید...!همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…ولی پدر ...
... ... ... ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ...
به سلامتی پدر و مادرها
(( قند )) خون مادر بالاست .
دلش اما همیشه (( شور )) می زند برای ما ؛
اشکهای مادر , مروارید شده است در صدف چشمانش ؛
دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مروارید!
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد!
دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش .
دست پر مهر مادر
تنها دستی ست،
که اگر کوتاه از دنیا هم باشد،
از تمام دستها بلند تر است...پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟
پسر میگه : من..!!
... ... ...
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟؟!!
پسر میگه : بازم من شیرم...
پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!!؟؟
پسر میگه : بابا تو شیری...!!
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا...
به سلامتی هرچی پدره
مادر
تنها کسیست که میتوان "دوستت دارم"هایش رااا باور کرد
حتی اگر نگوید...???سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه
اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش!مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی! مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ! مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود!
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....پدرم هر وقت میگفت "درست میشود"...
تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!مردان پیامبر شدند؛
و زنان مادر؛
قداست پیامبران را توانستهاند به زیر سوال ببرند؛
ولی قداست مادران را هرگز..!آدم پیر می شود وقتی مادرش را صـــــــــــــــــــــــــــــدا میزند اما جوابی نمیشنود.........
ممماااااااااااادددددددررررررر..............تو 10 سالگی : " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو 15 سالگی : " ولم کنین "
تو 20 سالگی : " مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"
... ... ...
تو 25 سالگی : " باید از این خونه بزنم بیرون"
تو 30 سالگی : " حق با شما بود"
تو 35 سالگی : "میخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو 40 سالگی : " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"
تو هفتاد سالگی : " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...!
بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم...
از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ...بهشت از آن مادران است در حالی که به جز پرستاری و نگهداری از فرزندان ، هیچ حق دیگری نسبت به آتها ندارند و برای بیشتر چیزها اجازه ی بابا لازم است !!!!!وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیریاگر 4 تکه نان خیلی خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشید
کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است
امشب ای سرو من در کنار کیستی
دوش بودی یار من . امروز یار کیستی
برده ای صبر و قرار از من
رفتی از نظر . ای قرار جان و دل
ای قرار جان و دل . صبر و قرار کیستی
امشب سر هر کوچه دنبال تو می گردم
هر ره گذری گوید من عاشق و ولگردم
از ره گذران پرسم . من جا و مکان تو
بر هر گذری گویم . من نام و نشان تو
گر می شنوی صوتم . اواز ده اینجایم
تا پر بکشم سویت . من با دل شیدایم
من دور تو می گردم .من دور تو می گردم
من دور تو می گردم .من دور تو می گردم
در مسجد و میخانه من نام تو را گویم
در کعبه و بت خانه .من باز تو را جویم
گر می شنوی صوتم . اواز ده اینجایم
تا پر بکشم سویت . من با دل شیدایم
من دور تو می گردم .من دور تو می گردم
من دور تو می گردم .من دور تو می گردم
امشب سر هر کوچه دنبال تو می گردم
هر ره گذری گوید من عاشق و ولگردم
از ره گذران پرسم . من نام و نشان تو
بر هر گذری گویم .من جا و مکان تو
گر می شنوی صوتم . اواز ده اینجایم
تا پر بکشم سویت . من با دل شیدایم
من دور تو می گردم .من دور تو می گردم
من دور تو می گردم .من دور تو می گردم
در مسجد و میخانه من باز تو را جویم
در کعبه و بت خانه .من نام تو را گویم
گر می شنوی صوتم . اواز ده اینجایم
تا پر بکشم سویت . من با دل شیدایم
من دور تو می گردم .من دور تو می گردم
من دور تو می گردم .من دور تو می گردم
من دور تو می گردم .من دور تو می گردم
مهاتماگاندی (رهبر استقلال هند): من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجه کافی به صفحات کربلا نمودهام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از امام حسین پیروی کند.
دل میگه دلبر میاد
انتظارم سر میاد
پونه از خاک در میاد
یارم از سفر میاد
پونه از خاک در میاد
یارم از سفر میاد
میدونه فصل بهاره
دل یارش بی قراره
میدونه طاقت نداره
سر راه چشم انتظاره
میدونه بی آشیونم
میدونه بی هم زبونم
نمی خواد تنها بمونم
با وفا و مهربونم
منو تنها نمی ذاره میدونم
رو دلم پا نمی ذاره میدونم
منو تنها نمی ذاره میدونم
رو دلم پا نمی ذاره میدونم
گل میاد بهار میاد
بوی عطر گل یار میاد
آرزو به بار میاد
به دلم قرار میاد
میدونه دنیا سرابه
آرزو نقش بر آبه
زندگی بی عشق و مستی
میدونه رنج و عذابه
منو تنها نمی ذاره میدونم
رو دلم پا نمی ذاره میدونم
منو تنها نمی ذاره میدونم
رو دلم پا نمی ذاره میدونم
دل میگه دلبر میاد
انتظارم سر میاد
پونه از خاک در میاد
یارم از سفر میاد
پونه از خاک در میاد
یارم از سفر میاد
خودت خواستی که من مجبور باشم
برم جایی که از تو دور باشم
تو پای منو از قلبت بریدی
خودت خواستی که من اینجور باشم
خودت خواستی که احساسم بشه سرد
خودت خواستی نمیشه کاریم کرد
می دیدم دارم از چشمات میفتم
مدارا کردمو چیزی نگفتم
برام بودن تو بازی نبودو
به این بازی دلم راضی نبودو
از اول؛اخرش رو میدونستم
تو تونستی ولی من نتونستم
برات بودن من کافی نبودو
حقیقت این که می بافی نبودو
دارم دق می کنم از درد دوری
می خوام مثل تو شم
اما چه جوری...