-
آتش امید
پنجشنبه 31 تیرماه سال 1389 18:01
تنها بازمانده ی یک کشتی شکسته به جزیره ی کوچک خالی از سکنه ای افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارا یی های اندکش را در آن نگه...
-
جزیره و تنهایی
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1389 23:54
در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان کردند. اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزس از جزیره روی آب نمانده بود عشق...
-
بوسه
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 13:18
-
عشق و آتش
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 13:15
-
عشق
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 11:31
-
نظر بده جونم
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 11:02
-
طنز
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 10:23
علت دروغ گفتن مردها روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. " آیا این تبر توست؟" هیزم شکن جواب داد: " نه...
-
شوخی با داستانهای کتاب فارسی دبستان
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 10:19
گاو ما ما می کرد... گوسفند بع بع می کرد... و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی... شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بودحسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر...
-
تاجر زرنگ
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 10:15
روزی یک تاجر وارد شهری دور افتاده می شود. این تاجر اعلام می کند که هر گربه را به قیمت 200 تومان می خرد.در آن شهر انقدر گربه زیاد بوده که مردم از دست آنها کلافه شده بودند. مردم شهر هم که تا به حال 1000 تومان پول را یک جا ندیده بودند، به جنب و جوش می افتند و شروع می کنند به شکار گربه ها. در عرض مدت کمی هزاران گربه را به...
-
تفاوت مدیر و مهندس از نگاه دیگر
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 10:05
مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید : " ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟ " مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ? متری در طول جغرافیایی "?8'??...
-
یکی بود یکی نبود ...
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 10:03
روزی روزگاری گرگی بود لاغر و استخونی و به قول خودمون مردنی، آخه بیچاره تو جنگلی زندگی می کرد که پر از سگ های شکاری بود . سگهایی که خیلی خوب از اموال صاحباشون حفاظت میکردند، حتی خیلی خوب از اموالی که مال صاحباشون هم نبود حفاظت میکردند. اینجوری بود که هیچ غذایی گیر گرگ بیچاره و بدبخت نمی اومد، نه پرنده ای، نه چرنده ای،...
-
آخرین مدل حالگیری!
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 10:00
ورا پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون: لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام !!! ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست باعشق : روبرت...
-
وقت شناسی !
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 09:57
در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که 30 سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود. در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی برای مستمعین صحبت کند. پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: 30 سال قبل وارد این شهر شدم. انگار همین دیروز...
-
نامه پیرزن به خدا
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 09:56
ک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا ! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود: خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز...
-
نامه ای از دوزخ
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 09:52
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته...
-
فوت فوت
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 09:48
داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو.. ، فقط فوت کرد ! گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت کن . دوتا فوت کرد . گفتم اگه زشتی یه فوت کن اگه خوشگلی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم من فردا...
-
مرگ عشق
دوشنبه 28 تیرماه سال 1389 14:52
-
خلقت زن
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 12:21
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت. فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : « چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟ » خداوند پاسخ داد : « دستور کار او را دیده ای ؟ » او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد. باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند. باید بتواند با...
-
من تموم قصه هام قصه توست
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 12:05
من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون ازغصه توست یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو ندیدی دل نبود توی دلم تورو گرگا نبینن اونا با دندون تیز به کمینت نشینن الهی من فدای تو چه کار کنم برای تو اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو یه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی پر زدی تو آسمونا رفتی...
-
تنهاترین تنها
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:59
-
تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:53
تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از...
-
تنها
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:46
-
تنها
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:45
-
یادت میاد............
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:44
-
م.ن.و.ت.و
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:42
-
م.ن.و.ت.و
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:42
-
قصه
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:33
-
تنهایی ۵
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:32
-
تنهایی ۴
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:31
-
تنهایی ۳
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 11:31