-
مهندسی ابرو و بهترین فرم آن
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:46
ردیف نام کتاب نویسنده زبان فرمت حجم 1 زیبایی : مهندسی ابرو و بهترین فرم آن admin FA --- 87K B پسورد کتاب : download110.com
-
دانلود کتاب
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:42
ردیف نام کتاب توضیحات کتاب موضوع حجم دریافت 353 غزلیات حافظ شیرازی 1 خواجه حافظ شیرازی حافظ 867 kb دانلود 354 غزلیات حافظ شیرازی 1 خواجه حافظ شیرازی شعر 868 kb دانلود 355 گلستان سعدی سعدی شیرازی سعدی 441 kb دانلود 356 حکایتهای گلستان سعدی سعدی شیرازی حکایت 555 kb دانلود
-
دخترک
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:25
دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه در تمام مدتی که در بیمارستان بستری بود همه به عیادتش امده بودن غیر از پسر چشمهایش...
-
داستان عشق واقعی
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:23
این داستان واقعی است و ارزش خواندن را دارد! این داستان را نه به خواست خود، بلکه به تشویق و ترغیب دوستانم مینویسم. نام من میلدرد است؛ میلدرد آنور Mildred Honor. قبلاً در دیموآن Des Moines در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم. مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. در طول سالها...
-
وقتی تو با من نیستی
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:19
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی تکرار من در من مگر از من چه می ماند غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی غیر از غباری در لباس تن چه می ماند از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟ از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟ وقتی تو با من نیستی از من چه...
-
این چه عشقیست
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:16
این چه عشقیست که دردل دارم من ازاین عشق چه حاصل دارم می گریزی ز من و در طلبت با زهم بازهم کوشش باطل دارم باز لبهای عطش کرده من عشق سوزان تو را می جوید می تپد قلبم و با هر طپشی قصه عشق تو را می گوید این چه عشقیست که دردل دارم من ازاین عشق چه حاصل دارم می گریزی ز من و در طلبت با زهم بازهم کوشش باطل دارم بخت اگر از تو...
-
کوچه
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:14
امشب ای سرو من در کنار کیستی دوش بودی یار من امروز یار کیستی برده ای صبر و قرار از من رفتی از نظر ای قرار جان و دل صبر و قرار کیستی امشب سر هر کوچه دنبال تو می گردم هر رهگذری گوید من عاشق و ولگردم از رهگذران پرسم من جا و مکان تو بر هر گذری گویم من نام و نشان تو گر می شنوی صوتم اواز ده اینجایم تا پر بکشم سویت من باله و...
-
مسافر
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:12
هر یار اهل نیرنگ هر دوست اهل حیله با پشت خورد خنجر موندم تو این قبیله راتو برو مسافر بر گشتنت عذابه من تشنه لب تکیدم ابی تراز گل اب از دورها چه زیباست امواج ابیه عشق اما دریغ و افسوس چون میرسی سراب هر یار اهل نیرنگ هر دوست اهل حیله با پشت خورد خنجر موندم تو این قبیله نشنیدام من از تو یک حرف از صداقت افسانه هایه دل را...
-
گناه
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:11
پیش تو رو سیاهم تو بگذراز گناهم ندامت و تو دیدی تو عالم نگاهم تو خواستی من نخواستم با هم باشن دلامون نشستی من نشستم به پای لحظه هامون تو بودی من نبودم دیوونه مثله مجنون تو موندی من نموندم به پای عهد و پیمون نمی شه باور من کنار من نشستی کسی که می پرستم تو بودی و تو هستی نمیشه باور من هنوزبه پام نشستی چشاتو رو بدیهام تو...
-
حرف آخر
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:46
عشق من جزغم دلواپسی نیست آخه قلبم مثل قلب کسی نیست! توبه تصویری چه کودکانه دل باخته ای،منو اون جوری که درباور خودساخته ای تو به نقشی که چه دوراز من عکس ماه توی آب روشن توی رویایی مثل بیداری تو می خواهی که ماه وازبرکه بیای برداری ! من پرازاحساسم ،توپرازاحساسی،وای اگر قلب مرانشناسی . بیاباعشق واحساس منو دوباره بشناس من...
-
تنهای تنها
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:38
یادمان باشد ازامروز جفایی نکنیم گرچه درخویش شکستیم صدایی نکنیم یادمان باشد اگرخاطرمان تنها شد طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم
-
عشق
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:37
غم عشقت بیابان پرورم کرد هوای بخت،بی بال وپرم کرد به من گفتی:صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی برسرم کرد عاشقم،عاشق به رویت گرنمی دانی،بدان سوختم درآرزویت گرنمی دانی ،بدان این دل دیوانه ام امشب چه محشرمی کند هرچه پندش می دهم دیوانه بدترمی کند اندرتودلی شکسته داریم ای دوست جزتونظربه کسی نداریم ای دوست گفتی که به دل...
-
دوستانه
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:36
سلام دوستای گلم خیلی از دوستان سوال می کنن تنهایی یعنی چی وتنهایی توبه چه معناست ومن براتون گفتم امیدوارم متوجه شده باشید وکاملا گویا باشه اگه نه بگید تاواضح ترازاین براتون بگم تنهایی به معنای این نیست که یک فردبی کس باشدکسی درپیرامونش نباشداگرکسی پیوندی،کششی،انتظاری ونیاز پیوستگی واتصالی دردرونش نداشته باشدنسبت به...
-
گویند خداهمیشه باماست ای غم نکند خدای ماتو باشی
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:34
مستی هم درد منودیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه شب که از راه می رسه غربت هم باهاش میاد توی کوچه های شهربا صدای پاش میاد من غم های کهنه ام رو برمیدارم که توی می خونه ها جا بزارم می بینم یکی میاد از می خونه زیر لب مستونه آواز می خونه هستی هم درد منودیگه دوا نمی کنه غم با...
-
حرف آخر .........
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:33
میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا میبرم از شهر شما دل شوریده و ویرانه خویش میبرم تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه عشق زین همه خواهش بیجا و تباه میبرم تا ز تو دورش سازم ز تو ای جلوه امید محال میبرم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال
-
تنها
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:23
-
من و او
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:22
-
عشق رفته
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:21
-
کاش
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:18
-
مرگ زیبا
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:17
-
عاشق
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:16
-
عشقهای سوخته
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:14
-
عشق
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:11
-
عشق واقعی
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:10
-
عشق
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:07
-
زندگی
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:06
-
عاشق
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:05
-
زیبا
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 09:04
-
بیداری
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1389 08:39
تورو تو گریه میبوسم تورو که غرق لبخندی رو این حالی که من دارم چرا چشماتو میبندی بذار این اخرین بوسه تمام باورت باشم بذار فردا تو این خونه تو اغوش تو پیدا شم نمیدونی کنار تو چه حالی داره بیداری بذار باور کنم امشب تو هم حال منو داری نمیدونی چه اشوبم ازین ارامش خونه ازین رویای شیرینی که میدونم که میمونه چقد این حس من...
-
من مرد تنهای شبم
پنجشنبه 26 فروردینماه سال 1389 10:28
من مرد تنهای شبم مهرخاموشی بر لبم تنها و غمگین رفته ام دل از همه گسسته ام تنهای تنها غمگین و رسوا تنها و بی فردا منم تنها و بی فردا منم من مرد تنها شبم مهر خاموشی بر لبم من مرد تنها شبم صد قصه مانده بر لبم از شهر تو من رفته ام کوله بارم را بسته ام بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شب ها منم بی فکر فردا با خود و تنها...