-
دوست داشتن
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:57
-
تنها
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:55
-
هرشب
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:54
-
نمیشه...
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:53
-
تقدیم به تو
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:50
-
من دلسپرده بودم
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:49
-
من..
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:47
-
دوست دارم
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:46
-
خاموش
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:45
-
من و تو
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:39
-
دوست دارم
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:37
-
تو...
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:36
-
دوست دارم
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:34
-
خرسند شدیم
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:32
خرسند شدیم از این که امروز رنگی دگر است نه رنگ دیروز تا شب نشده رنگ دگر شد گفتند از این نکته هزار نکته بیاموز فریاد زدیم که چرخ گردون لیلا تو نداده ای به مجنون فریاد بر آمد آنکه خاموش کم داد اگر اگیرد افزون خاموش شدیمو درخموشی رفتیم سراغ می فروشی فریاد زدیم دوای ما کو گویند دواست باده نوشی خرسند شدیم از اینکه هستیم...
-
سلام
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:30
سلام ای کهنه عشق من که یادتو چه پابرجاست سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام ازماست تو یه رویای کوتاهی دعای هرسحرگاهی شدم من خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی شدم من خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی من ان خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم ندارم هیچ گناهی جز که از توچشم نمیپوشم تو غم در شکل اوازی شکوه اوج پروازی نداری هیچ...
-
آسمان اطلسی
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:29
تو بر لبان سرد من ، سرود عاشقانه ای ! برای پرگشودنم ، تو بهترین بهانه ای!! امید آخرین من ... خیال دلنشین من.. بهار سبز من تویی ! که با گل و جوانه ای ... به آسمان چشم من تو شطی از ستاره ای ... به لاله زار سینه ام تو موجی از جوانه ای... به هر چه می رسم تویی !! نمی روی زخاطرم ... به هر کجا که می روم ، تویی که در میانه ای...
-
زندگی
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:28
زندگی، یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق زندگی، یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق زندگی، یعنی دویدن بی امان در وادی عشق رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق می توان هر لحظه، هر جا عاشق و دلداده بودن پُر غرور چون آبشاران بودن اما، ساده بودن می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید می توان در...
-
عجب ای دل عاشق
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:26
عجب ای دل عاشق، تو هم حوصله دار ی تو این سینه نشستی، هزار تا گله داری یه روز عاشق نوری، یه روزی سوت و کوری یه روز مثل حبابی، یه روز سنگ صبوری پر از شک و هراسی، همیشه بی حواصی پر از حرفی و خاموش یه قصه و فراموش پر از راز نگفته، یه کوله بار بر دوش یه بی طافت خسته، به انتظار نشسته یه روز رفیق راهی، سفر پای پیاده به...
-
دوست دارم
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:25
این قدر تو رو دوست دارم که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداره این قدر برات می میرم قد یه دنیا خوبی قد هزار تا ستاره بی تو دلم میگیره، وقتی تنها میشم کارم انتظاره این قدر تو رو دوست دارم که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداره وقتی نگاهم می کنی قشنگیاتو دوست دارم حالت معصوم چشات رنگ نگاتو دوست دارم وقتی صداتو میشنوم دلم...
-
شد خزان گلشن آشنایی
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:24
شد خزان گلشن آشنایی باز هم آتش به جان زد جدایی عمر من ای گل. طی شد بهر تو وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی با تو وفا کردم تا به تنم جان بود عشق و وفاداری با تو چه دارد سود آفت خرمن مهر و وفایی نوگل گلشن جور و جفایی از دل سنگت...آه ، دلم از غم خونین است روش بختم این است ،از جام غم مستم دشمن می پرستم ، تا هستم تو و مست...
-
با من باش...
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:22
لحظه ای با من باش، تا که از آن لحظه برویم تا گل که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل لحظه ای با من باش، تا که از تو نفسی تازه کنم تا از آن لحظه با تو، سفر آغاز کنم سفری تا ته بیشه های سر سبز خیال تا به دروازه های شهر آرزوهای محال سفری در خم و پیچ گذر ستاره ها از میون دشت پر خاطره ترانه ها لحظه ای با من باش لحظه ای با من...
-
برای من...
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:20
برای شنیدن تو که هیچوقت برام حرفی نداری باید بمونم اینجا شاید یه روز بیای ببینی تموم روزا مثل هم مثل همیشه صدای قشنگت همه جا شنیده میشه اما خودت که نیستی ببینی همه اش عذاب مثل سراب وقتی میخوام دیگه نیستی نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن نریزن بمونن بسازن نمیرن نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن نریزن بمونن بسازن نمیرن
-
مسافر
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:19
از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده غم سرگردونیامو با تو صادقانه گفتم اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم با تنم زخمی اگه بود بی رمق بود اگه پاهام تازه تازه با تو گفتم اگه کهنه بود دردام من سرگردون ساده تورو صادق می دونستم این برام شکسته اما تورو عاشق می دونستم تو تموم طول جاده که افق...
-
عادت
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:18
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم انقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم ترسم اینه که رو تنت جای...
-
بارون
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:17
بارون امشب توی ایوون مثل آزادی تو زندون بی صفا بی تحرک بی ریا بود توی زندون میکنه جون مرد با همت میدون توی فکر رای فرجام امیره بی سرانجام ،نداره حتی رفیقی که بگه دردشو درد دیدن و نگفتن بی سرانجام توی فکر آسمونه که بباره بلکه تو قطره ی بارون بتونه اشک خدا رو هم ببینه نمی دونه حتی اشک هم دیگه فایده ای نداره
-
من تنها
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:16
منم روی زمین تنها ترین خاک خدا همه تنم در حسرت یه جای پا جزیره ام جزیره ای که همیشه تو غربتم تنهام نذار ای رهگذر من تشنه محبتم تو ندیدی چه غریبه جزیره یه خاکه توی آب اسیره همیشه تو هراسه مرگه که روزی زیر آب نمیره منم تنهاترین جزیره ی روی زمین تو میدونی درد منو غربت نشین جزیره ای وابسته ام شده بن بست دنیای من ای رهگذر...
-
هوای خانه
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:15
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی از این زمانه دلم سیر می شود گاهی عقاب تیز پر دشتهای استغنا اسیر پنجه ی تقدیر می شود گاهی صدای زمزمه ی عاشقانه آزادی فغان و ناله ی شبگیر می شود گاهی نگاه مردم بیگانه در دل غربت به چشم خسته ی من تیر می شود گاهی مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی بگو اگر چه به...
-
چه دردیست
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:14
چه دردی است در میان جمع بودن ولی درگوشه ای تنها نشستن برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن برای هر لبی شعری سرودن ولی لبهای خود همواره بستن چه دردی است در میان جمع بودن ولی درگوشه ای تنها نشستن به رسم دوستی دستی فشردن ولی با هر سخن قلبی شکستن به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولی در بطن خود غوغا نشستن به غربت...
-
روز برفی
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:14
تو چشام اشکی نمونده تو دلم حرفی ندارم دیگه وقت رفتنمه سفر دور و درازه انتظار روز برفی تو دلم داغ زده سرما انتظار آفتاب گرم تو دلم یخ زده اما برف و بوران ، ابر و بارون چیکه چیکه توی ناودون روز ابری، روز سرما انتظار روز برفی
-
متن ترانه گره گم
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 09:10
با هر که سخن گفتم در خود گره ای گم بود چون کرم شبان تابان میتابی و میتابم بر هر که نظر کردم گریان و پریشان بود چون ابر سبک باران میباری و میبارم من درد محبت را هرگز به تو نسپردم این عقده دیرین را میدانی و میدانم بر مرثیه ام بنگر نقش رخ خود بینی این قصه غمگین را میخوانی و میخوانم